معنی ۱neutral · 90%
یکنواخت یا استانداردشده بهطوریکه شکل یا قواعد یکسان باشند
مثالهای طبیعی
Für alle gelten einheitliche Regeln.
قوانین یکسانی برای همه اعمال میشود.
Die Dokumente haben ein einheitliches Design.
اسناد طراحی یکدستی دارند.
Wir brauchen ein einheitliches Verfahren.
به یک روش استاندارد و یکسان نیاز داریم.
نکتهٔ کاربردی
einheitlich بر یکسان بودن چند مورد تأکید دارد.
ترکیبهای رایج
— قوانین یکسان

