معنی ۱formal · 82%
همزمان با چیزی رخ دادن یا پیوند نزدیکی با آن داشتن.
مثالهای طبیعی
Starker Regen geht oft mit Überschwemmungen einher.
باران شدید اغلب با سیل همراه است.
Ein Berufswechsel geht manchmal mit Unsicherheit einher.
تغییر شغل گاهی با عدم اطمینان همراه است.
Schnelles Wachstum ging mit höheren Kosten einher.
رشد سریع با هزینههای بیشتر همراه بود.
نکتهٔ کاربردی
فعلی رسمی است: geht einher, ging einher, ist einhergegangen. الگوی رایج آن mit همراه با داتیو است.
درس کوتاه: einhergehen
همزمان با چیزی رخ دادن یا پیوند نزدیکی با آن داشتن. فعلی رسمی است: geht einher, ging einher, ist einhergegangen. الگوی رایج آن mit همراه با داتیو است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «einhergehen» مطابقت دارد؟
