معنی ۱neutral; colloquial for “quite” · 82%
تا حدی یا به اندازهای قابل قبول؛ در گفتار محاورهای همچنین بهمعنای نسبتاً زیاد.
مثالهای طبیعی
Nach der Pause fühlte er sich einigermaßen erholt.
پس از استراحت، او تا حدی سرحال شد.
Die Erklärung war einigermaßen verständlich.
توضیح تا حدی قابل فهم بود.
Wir waren einigermaßen überrascht von der Nachricht.
ما از خبر بسیار تعجب کردیم.
نکتهٔ کاربردی
اغلب جمله را تعدیل میکند، مانند «تا حدی راضی». در گفتار میتواند شدت دهد، مانند «بسیار متعجب».
درس کوتاه: einigermaßen
تا حدی یا به اندازهای قابل قبول؛ در گفتار محاورهای همچنین بهمعنای نسبتاً زیاد. اغلب جمله را تعدیل میکند، مانند «تا حدی راضی». در گفتار میتواند شدت دهد، مانند «بسیار متعجب».
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «einigermaßen» مطابقت دارد؟
