einlesen
B2فعلدرون گذاشت، صفحه، ضبط کردن
JadoLearn Dictionary
einlesen یعنی درون گذاشت. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
درون گذاشت، صفحه، ضبط کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ادخال
تهمت، مطالبه هزینه، اتهام
صرفه جویی کردن، اندوختن، رهایی دادن
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
صفحه، ضبط کردن، ضبط
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.