معنی ۱neutral · 82%
یک بار
مثالهای طبیعی
Ich war einmal in Berlin.
یک بار در برلین بودم.
Bitte lies den Satz einmal.
لطفاً جمله را یک بار بخوان.
Sag das noch einmal.
آن را یک بار دیگر بگو.
نکتهٔ کاربردی
einmal یعنی یک بار؛ noch einmal یعنی یک بار دیگر.
