Einnahme
B1اسمفرم، تشکیل یافتن، تشکیل دادن
JadoLearn Dictionary
Einnahme یعنی فرم. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فرم، تشکیل یافتن، تشکیل دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چارچوب، چهارچوب، اسکلت
فرم، تشکیل یافتن، تشکیل دادن
فرم، تشکیل یافتن، تشکیل دادن
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
قایق رانی
کلاهک
سقف، تاق، طاق
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.