einordnen
B2فعلاز هم جداشدن، دوشاخهشدن، غلنبه
JadoLearn Dictionary
einordnen یعنی از هم جداشدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
از هم جداشدن، دوشاخهشدن، غلنبه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عاصی، مخطی، خطاکار
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
خانه خانه کردن، رسته بندی کردن، رده بندی کردن
از هم جداشدن، دوشاخهشدن
از هم جداشدن، دوشاخهشدن
از هم جداشدن، دوشاخهشدن، قسمت
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
اسلوبی کردن، غلنبه، قلنبه کردن
مارشال، ارتشبد، سرند
دستهکردن، زمره، هیات
دستهکردن، زمره، هیات
صفحه، ضبط کردن، ضبط
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.