einpassen
C2فعلکار گذاشتن، نصب شدن، کار گذاردن
JadoLearn Dictionary
einpassen یعنی کار گذاشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کار گذاشتن، نصب شدن، کار گذاردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
اختلاط، کار گذاشتن، نصب شدن
وصلت دادن، متفق کردن، بهم پیوست
ورد داشتن، گرفتن، استدن
کار گذاشتن، نصب شدن، کار گذاردن
مراجعه کردن، تماس، محل اتصال
کار گذاشتن، نصب شدن، کار گذاردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.