آشکارا پذیرفتن اینکه واقعیتی ناخوشایند یا پیشتر مورد اختلاف درست است.
مثالهای طبیعی
Der Minister räumte ein, dass die Reform Fehler enthielt.
وزیر پذیرفت که اصلاحات نقصهایی داشته است.
Die Forscherin räumte Unsicherheiten in den Daten ein.
پژوهشگر وجود عدمقطعیت در دادهها را پذیرفت.
Nach langer Diskussion räumte die Leitung berechtigte Kritik ein.
پس از بحث طولانی، مدیریت انتقاد موجه را پذیرفت.
نکتهٔ کاربردی
در معنی پذیرفتن، einräumen اغلب لحن استدلالی دارد و کمی رسمیتر از zugeben است. پیشوند ein در جملهٔ اصلی جدا میشود.
