استفاده از فرد، دستگاه، روش یا منبع برای هدف مشخص
مثالهای طبیعی
Der Einsatz neuer Technik spart viel Zeit.
استفاده از فناوری جدید زمان زیادی صرفهجویی میکند.
Diese Maschine kommt täglich zum Einsatz.
این دستگاه هر روز به کار گرفته میشود.
Der Einsatz von Software erleichtert die Arbeit.
استفاده از نرمافزار کار را آسانتر میکند.
نکتهٔ کاربردی
zum Einsatz kommen عبارت ثابتی به معنی «به کار گرفته شدن» است.

