دربارهٔ شخص یا موقعیتی قضاوت کردن و ویژگیها، اهمیت یا پیامدهای احتمالی آن را سنجیدن.
مثالهای طبیعی
Die Ärztin schätzt das Risiko als gering ein.
پزشک خطر را کم ارزیابی میکند.
Kannst du die Lage realistisch einschätzen?
میتوانی وضعیت را واقعبینانه ارزیابی کنی؟
Ich hatte seine Erfahrung zunächst falsch eingeschätzt.
من در آغاز تجربهٔ او را اشتباه ارزیابی کرده بودم.
نکتهٔ کاربردی
فعلی ضعیف و جداشدنی است: schätzt ein, schätzte ein, hat eingeschätzt. مفعولهای رایج شخص، وضعیت یا خطر هستند.
درس کوتاه: einschätzen
دربارهٔ شخص یا موقعیتی قضاوت کردن و ویژگیها، اهمیت یا پیامدهای احتمالی آن را سنجیدن. فعلی ضعیف و جداشدنی است: schätzt ein, schätzte ein, hat eingeschätzt. مفعولهای رایج شخص، وضعیت یا خطر هستند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «einschätzen» مطابقت دارد؟
