معنی ۱neutral · 82%
نتیجهٔ ارزیابی؛ قضاوت یا نظری دربارهٔ شخص، وضعیت یا موضوعی.
مثالهای طبیعی
Die Ärztin gab eine vorsichtige Einschätzung ab.
پزشک ارزیابی محتاطانهای ارائه کرد.
Meine Einschätzung der Kosten war zu niedrig.
برآورد من از هزینهها خیلی کم بود.
Teilen Sie bitte Ihre Einschätzung mit uns.
لطفاً ارزیابی خود را با ما در میان بگذارید.
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهای رایج: ارزیابی ارائه کردن، ارزیابی واقعبینانه و ارزیابی شخصی.
درس کوتاه: Einschätzung
نتیجهٔ ارزیابی؛ قضاوت یا نظری دربارهٔ شخص، وضعیت یا موضوعی. ترکیبهای رایج: ارزیابی ارائه کردن، ارزیابی واقعبینانه و ارزیابی شخصی.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Einschätzung» مطابقت دارد؟
