حیوان یا وسیلهای را مهار یا در گیره محکم کردن تا کشش یا ثبات ایجاد شود.
مثالهای طبیعی
Der Bauer spannte zwei Pferde vor den alten Wagen ein.
کشاورز دو اسب را به گاری قدیمی بست.
Spann das Brett fest ein, bevor du mit dem Sägen beginnst.
قبل از ارهکردن، تخته را محکم در گیره ببند.
Der Restaurator hat das beschädigte Gemälde in einen Spezialrahmen eingespannt.
مرمتگر تابلوی آسیبدیده را در قاب ویژهای محکم کرد.
نکتهٔ کاربردی
برای مهارکردن حیوان به گاری ساخت «vor einen Wagen einspannen» میآید.
