معنی ۱neutral · 82%
نخستین گام برای ورود به شغل، فعالیت یا موضوعی.
مثالهای طبیعی
Der Einstieg in den neuen Beruf war gut organisiert.
ورود به شغل جدید بهخوبی برنامهریزی شده بود.
Der Einstieg in die Straßenbahnfahrerin-Ausbildung beginnt im Herbst.
آموزش برای رانندهٔ تراموا شدن پاییز آغاز میشود.
Dieses Kapitel bietet einen leichten Einstieg ins Thema.
این فصل شروع آسانی برای ورود به موضوع فراهم میکند.
نکتهٔ کاربردی
الگوهای رایج شامل Einstieg in با آکوزاتیو و ورود به یک حرفه هستند.
درس کوتاه: Einstieg
نخستین گام برای ورود به شغل، فعالیت یا موضوعی. الگوهای رایج شامل Einstieg in با آکوزاتیو و ورود به یک حرفه هستند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Einstieg» مطابقت دارد؟
