einstweilig
C1صفتگذرا، زود گذر، گزر
JadoLearn Dictionary
einstweilig یعنی گذرا. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گذرا، زود گذر، گزر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بی نظم، خلاف رویه، نا مرتب
گذرا، زود گذر، گزر
گذرا، زود گذر، گزر
بدو، اوایل، شروع
بدو، اوایل، شروع
بی نظم، خلاف رویه، نا مرتب
بی نظم، خلاف رویه، نا مرتب
بی نظم، خلاف رویه، نا مرتب
گذرا، زود گذر، گزر
گذرا، زود گذر، گزر
گذرا، زود گذر، گزر
گذرا، زود گذر، گزر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.