یک کل را به بخشها یا گروههای جداگانه تقسیم کردن.
مثالهای طبیعی
Die Lehrerin teilte die Klasse in vier Gruppen ein.
معلم کلاس را به چهار گروه تقسیم کرد.
Die Organisatorin teilte die Teilnehmenden in drei Gruppen ein.
برگزارکننده شرکتکنندگان را به سه گروه تقسیم کرد.
Der Kursleiter teilte die Lernenden in Paare ein.
مدرس زبانآموزان را دونفره گروهبندی کرد.
نکتهٔ کاربردی
فعلی ضعیف و جداشدنی است: teilt ein, teilte ein, hat eingeteilt. الگوی رایج: چیزی را به گروهها یا بخشها تقسیم کردن.
درس کوتاه: einteilen
یک کل را به بخشها یا گروههای جداگانه تقسیم کردن. فعلی ضعیف و جداشدنی است: teilt ein, teilte ein, hat eingeteilt. الگوی رایج: چیزی را به گروهها یا بخشها تقسیم کردن.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «einteilen» مطابقت دارد؟
