Eintritt
B1اسمدهنه، مدخل، دخول
JadoLearn Dictionary
Eintritt یعنی دهنه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دهنه، مدخل، دخول
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دهنه، مدخل، دخول
دهنه، مدخل، دخول
دهنه، مدخل، دخول
دهنه، مدخل، دخول
اعتراف، بارداد، دخول
دروازه، باب، اعتراف
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.