معنی ۱neutral · 91%
فردی که برای زندگی طولانیمدت یا دائمی وارد کشور دیگری میشود
مثالهای طبیعی
Viele Einwanderer leben seit Jahrzehnten in der Region.
بسیاری از مهاجران دهههاست در این منطقه زندگی میکنند.
Der Kurs unterstützt Einwanderer beim Einstieg in den Arbeitsmarkt.
این دوره به مهاجران برای ورود به بازار کار کمک میکند.
Im neunzehnten Jahrhundert kamen zahlreiche Einwanderer in die Industriestädte.
در قرن نوزدهم مهاجران زیادی به شهرهای صنعتی آمدند.
نکتهٔ کاربردی
Einwanderer بر ورود به کشور مقصد تمرکز دارد؛ Auswanderer بر خروج از کشور مبدأ.
