einwandern
C2فعلمیهن گزیدن، توطن اختیار کردن، جلای وطن کردن
JadoLearn Dictionary
einwandern یعنی میهن گزیدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
میهن گزیدن، توطن اختیار کردن، جلای وطن کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
میهن گزیدن، توطن اختیار کردن، جلای وطن کردن
میهن گزیدن، توطن اختیار کردن، جلای وطن کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.