معنی ۱neutral · 91%
فرد یا موردی که جدا از یک گروه بزرگتر در نظر گرفته میشود
مثالهای طبیعی
Die Interessen Einzelner dürfen nicht automatisch über dem Gemeinwohl stehen.
منافع افراد نباید خودکار بر منفعت عمومی مقدم باشد.
Einzelne erhielten wegen technischer Probleme eine spätere Frist.
برخی افراد بهدلیل مشکلات فنی مهلت دیرتری دریافت کردند.
Bei Einzelnen zeigte die Behandlung keine messbare Wirkung.
در برخی افراد، درمان اثر قابل اندازهگیری نشان نداد.
نکتهٔ کاربردی
جمع این واژه اغلب در شکلهایی مثل die Einzelnen، bei Einzelnen یا Interessen Einzelner دیده میشود.
