حالتی از هیجان بسیار شدید عاطفی یا جسمی که در آن خودکنترلی معمول کاهش مییابد.
مثالهای طبیعی
Das Publikum geriet beim letzten Lied beinahe in Ekstase.
تماشاگران هنگام ترانهٔ آخر تقریباً به وجد آمدند.
Die Quelle berichtet von religiöser Ekstase während des Rituals.
منبع از حالت وجد مذهبی در طول آیین گزارش میدهد.
Die Aufführung steigerte sich zu einer fast rauschhaften Ekstase.
اجرا به وجد و هیجانی تقریباً سرمستکننده رسید.
نکتهٔ کاربردی
این واژه حالتی افراطی را بیان میکند و از شادی یا اشتیاق معمول قویتر است. بسته به بافت میتواند مذهبی، هنری یا جسمی باشد.
