انرژی و اشتیاق پرتحرکی که فرد با آن کاری یا طرحی را پیش میبرد.
مثالهای طبیعی
Das Team startete mit großem Elan in die neue Projektphase.
تیم با شور و انرژی زیاد وارد مرحلهٔ تازهٔ پروژه شد.
Nach der Pause ging sie ihre Aufgaben mit neuem Elan an.
پس از استراحت با انرژی تازه به کارهایش پرداخت.
Der anfängliche Elan ließ nach wenigen Wochen deutlich nach.
شور اولیه پس از چند هفته بهوضوح فروکش کرد.
نکتهٔ کاربردی
Elan انرژی را با عزم مثبت ترکیب میکند. ساختهای mit Elan و neuer Elan بسیار رایجاند.
