معنی ۱formal · 85%
در افراد هیجان، اشتیاق یا انتظار بسیار شدیدی برانگیختن.
مثالهای طبیعی
Die Nachricht vom überraschenden Wahlsieg elektrisierte ihre Anhänger.
خبر پیروزی غیرمنتظره در انتخابات هوادارانش را به وجد آورد.
Schon der erste Akkord elektrisierte das Publikum im Saal.
همان آکورد نخست تماشاگران سالن را سر ذوق آورد.
Ihre kühne Idee könnte das gesamte Forschungsteam elektrisieren.
ایدهٔ جسورانهٔ او میتواند به کل گروه پژوهشی شور تازهای بدهد.
نکتهٔ کاربردی
مفعول فرد یا گروهی است که هیجان را تجربه میکند؛ ماضی نقلی «hat elektrisiert».
