خانهای که والدین فرد در آن زندگی میکنند یا فرد در آن بزرگ شده است
مثالهای طبیعی
Zu Weihnachten fährt sie jedes Jahr in ihr Elternhaus zurück.
او هر سال کریسمس به خانهٔ والدینش برمیگردد.
Nach dem Studium zog er vorübergehend wieder ins Elternhaus.
پس از دانشگاه، موقتاً دوباره به خانهٔ والدینش برگشت.
Die Geschwister wollen das alte Elternhaus gemeinsam renovieren.
خواهر و برادرها میخواهند خانهٔ قدیمی والدین را با هم بازسازی کنند.
نکتهٔ کاربردی
برای حرکت به داخل خانه ins Elternhaus و برای موقعیت ثابت im Elternhaus رایج است.
