Emigrant
C2اسممهاجر، کوچ کننده، مهاجر کوچ کننده
JadoLearn Dictionary
Emigrant یعنی مهاجر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مهاجر، کوچ کننده، مهاجر کوچ کننده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
آواره، پناهجو، پناهنده سیاسی
مهاجر، کوچ کننده
مهاجر، کوچ کننده
مهاجر، کوچ کننده
مهاجر، کوچ کننده
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.