معنی ۱neutral; psychology and everyday contexts · 82%
برانگیختگی روانی یا عاطفی، یعنی احساس یا واکنش احساسی.
مثالهای طبیعی
Der Film weckte starke Emotionen im Publikum.
فیلم در تماشاگران احساسات شدیدی برانگیخت.
Sie sprach ruhig über ihre Emotionen.
او آرام دربارهٔ احساساتش صحبت کرد.
Freude ist eine Emotion, die viele Menschen teilen.
شادی احساسی است که افراد زیادی در آن شریکاند.
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهای رایج: هیجان شدید، برانگیختن احساس و نشان دادن احساسات. Gefühl در گفتار روزمره کاربرد گستردهتری دارد.
درس کوتاه: Emotion
برانگیختگی روانی یا عاطفی، یعنی احساس یا واکنش احساسی. ترکیبهای رایج: هیجان شدید، برانگیختن احساس و نشان دادن احساسات. Gefühl در گفتار روزمره کاربرد گستردهتری دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Emotion» مطابقت دارد؟
