پذیرا و آمادهٔ دریافت ایدهها، برداشتها، استدلالها یا تأثیرهای عاطفی.
مثالهای طبیعی
Kinder sind in diesem Alter besonders empfänglich für sprachliche Muster.
کودکان در این سن به الگوهای زبانی بسیار پذیرایند.
Die Leitung zeigte sich für den Vorschlag überraschend empfänglich.
مدیریت بهطور غیرمنتظرهای پذیرای پیشنهاد بود.
Sie ist sehr empfänglich für subtile musikalische Nuancen.
او نسبت به ظرافتهای موسیقایی بسیار حساس و پذیراست.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان پذیرش مثبت یا خنثی، empfänglich معمولاً با für + Akkusativ میآید.
