معنی ۱neutral · 82%
پند یا پیشنهادی که راهی سودمند برای انتخاب پیش روی کسی میگذارد.
مثالهای طبیعی
Die Ärztin gab ihm die Empfehlung, mehr Wasser zu trinken.
پزشک به او توصیه کرد آب بیشتری بنوشد.
Auf Empfehlung einer Kollegin bewarb ich mich dort.
به توصیهٔ یکی از همکارانم آنجا درخواست دادم.
Kannst du mir eine gute Empfehlung für ein Café geben?
میتوانی کافهٔ خوبی به من پیشنهاد بدهی؟
نکتهٔ کاربردی
اغلب با geben، aussprechen یا folgen میآید؛ پس از auf Empfehlung اضافه یا von + داتیو میآید.
درس کوتاه: Empfehlung
پند یا پیشنهادی که راهی سودمند برای انتخاب پیش روی کسی میگذارد. اغلب با geben، aussprechen یا folgen میآید؛ پس از auf Empfehlung اضافه یا von + داتیو میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Empfehlung» مطابقت دارد؟
