آنقدر طولانی یا گسترده که پایانی دیده نمیشود یا به نظر نمیرسد برسد.
مثالهای طبیعی
Nach der langen Reise schien die Straße endlos.
پس از سفر طولانی، جاده بیپایان به نظر میرسید.
Die endlose Warteschlange bewegte sich kaum.
صف بیپایان بهسختی حرکت میکرد.
Wir könnten endlos über dieses Buch sprechen.
میتوانیم بیپایان دربارهٔ این کتاب حرف بزنیم.
نکتهٔ کاربردی
این صفت مدت یا گسترهٔ بیانتها را میرساند و درجهپذیر است: endloser، am endlosesten. برای انتظار، گفتوگو یا جاده هم میآید.
درس کوتاه: endlos
آنقدر طولانی یا گسترده که پایانی دیده نمیشود یا به نظر نمیرسد برسد. این صفت مدت یا گسترهٔ بیانتها را میرساند و درجهپذیر است: endloser، am endlosesten. برای انتظار، گفتوگو یا جاده هم میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «endlos» مطابقت دارد؟
