نسبت میان کارایی یا منفعت حاصلشده و مقدار انرژی مصرفشده برای دستیابی به آن.
مثالهای طبیعی
Die Sanierung hat die Energieeffizienz des Gebäudes deutlich verbessert.
بازسازی بهرهوری انرژی ساختمان را بهطور محسوسی بهبود داد.
Das Unternehmen will seine Energieeffizienz bis 2030 erhöhen.
شرکت قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ بهرهوری انرژی خود را افزایش دهد.
Strengere Standards sollen die Energieeffizienz neuer Geräte steigern.
استانداردهای سختگیرانهتر باید بهرهوری انرژی دستگاههای جدید را بالا ببرند.
نکتهٔ کاربردی
Energieeffizienz با صرفهجویی انرژی یکی نیست؛ بهرهوری نسبتِ نتیجه به مصرف را میسنجد، در حالی که صرفهجویی مصرف کل را کاهش میدهد.
