معنی ۱neutral · 90%
تعهد و مشارکت فعال در یک کار یا هدف
مثالهای طبیعی
Wir danken ihr für ihr großes Engagement.
از او بابت تعهد و تلاش زیادش تشکر میکنیم.
Sein Engagement im Sportverein ist beeindruckend.
فعالیت متعهدانهٔ او در باشگاه ورزشی چشمگیر است.
Das soziale Projekt braucht viel persönliches Engagement.
پروژهٔ اجتماعی به تعهد شخصی زیادی نیاز دارد.
نکتهٔ کاربردی
Engagement اغلب به مشارکت و تعهد فعال اشاره دارد.
ترکیبهای رایج
— تعهد زیاد

