معنی ۱neutral; male person noun · 82%
کسی که اهل انگلستان است یا تابعیت انگلیسی دارد.
مثالهای طبیعی
Der Engländer neben mir kennt den Weg zum Museum.
مرد انگلیسی کنارم راه موزه را میداند.
Ein Engländer gewann gestern das Tennisturnier.
دیروز مردی انگلیسی در مسابقهٔ تنیس پیروز شد.
Der Engländer stellte sich seiner Reisegruppe vor.
مرد انگلیسی خودش را به گروه گردشگران معرفی کرد.
نکتهٔ کاربردی
Engländer مذکر است و صورت مؤنث آن Engländerin است؛ صفت ملیت englisch است.
درس کوتاه: Engländer
کسی که اهل انگلستان است یا تابعیت انگلیسی دارد. Engländer مذکر است و صورت مؤنث آن Engländerin است؛ صفت ملیت englisch است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Engländer» مطابقت دارد؟
