معنی ۱neutral · 82%
دیگر در خاطر کسی نبودن یا ناگهان به یاد او نیامدن.
مثالهای طبیعی
Mir ist der Titel des Romans entfallen.
عنوان رمان از یادم رفته است.
Ihr Name entfiel mir mitten im Gespräch.
در میانهٔ گفتوگو نام او از یادم رفت.
Entfällt dir manchmal ein wichtiges Passwort?
گاهی گذرواژهٔ مهمی از یادت میرود؟
نکتهٔ کاربردی
چیز فراموششده نهاد است و شخص در داتیو میآید: Der Name ist mir entfallen. ماضی نقلی با sein ساخته میشود.
درس کوتاه: entfallen
دیگر در خاطر کسی نبودن یا ناگهان به یاد او نیامدن. چیز فراموششده نهاد است و شخص در داتیو میآید: Der Name ist mir entfallen. ماضی نقلی با sein ساخته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «entfallen» مطابقت دارد؟
