معنی ۱neutral · 90%
توانایی، اثر، ویژگی یا ظرفیتی را رشد دادن یا امکان بروز کامل آن را فراهم کردن
مثالهای طبیعی
Kinder brauchen Freiraum, um ihre Fähigkeiten zu entfalten.
کودکان به فضای آزاد نیاز دارند تا تواناییهایشان را شکوفا کنند.
Die neue Strategie konnte erst nach Monaten ihre volle Wirkung entfalten.
راهبرد جدید فقط پس از چند ماه توانست اثر کامل خود را نشان دهد.
In einem kreativen Team kann sie sich besser entfalten.
او در یک تیم خلاق میتواند بهتر شکوفا شود.
نکتهٔ کاربردی
شکل بازتابی sich entfalten بهویژه وقتی فرد، توانایی یا فرایندی بهطور طبیعی رشد میکند رایج است.
