معنی ۱neutral · 90%
دور از مکان یا شخص
مثالهای طبیعی
Das Hotel liegt weit vom Zentrum entfernt.
هتل از مرکز شهر دور است.
Der Bahnhof ist nur zwei Kilometer entfernt.
ایستگاه فقط دو کیلومتر فاصله دارد.
Sie lebt weit von ihrer Familie entfernt.
او دور از خانوادهاش زندگی میکند.
نکتهٔ کاربردی
entfernt اغلب با von + Dativ میآید.
ترکیبهای رایج
— خیلی دور

