معنی ۱neutral · 82%
در تضاد با یک انتظار، گفته یا قاعده.
مثالهای طبیعی
Entgegen dem Wetterbericht blieb der Himmel klar.
برخلاف پیشبینی هوا، آسمان صاف ماند.
Entgegen meiner Bitte öffnete er das Fenster.
برخلاف درخواست من، او پنجره را باز کرد.
Entgegen allen Gerüchten blieb das Geschäft geöffnet.
برخلاف همهٔ شایعهها، فروشگاه باز ماند.
نکتهٔ کاربردی
این حرف اضافه معمولاً پیش از داتیو میآید؛ با اسم جمع، حالت اضافه نیز ممکن است.
درس کوتاه: entgegen
در تضاد با یک انتظار، گفته یا قاعده. این حرف اضافه معمولاً پیش از داتیو میآید؛ با اسم جمع، حالت اضافه نیز ممکن است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «entgegen» مطابقت دارد؟
