در برابر گفته یا اقدامی، پاسخ یا اقدامی مخالف قرار دادن.
مثالهای طبیعی
Die Anwältin setzte dem Vorwurf neue Beweise entgegen.
وکیل در برابر اتهام، شواهد تازهای قرار داد.
Wir setzen der Preiserhöhung einen Sparplan entgegen.
ما در برابر افزایش قیمت، برنامهٔ صرفهجویی میگذاریم.
Kannst du dem Vorschlag einen besseren Plan entgegensetzen?
میتوانی در برابر این پیشنهاد، برنامهٔ بهتری بگذاری؟
نکتهٔ کاربردی
این فعل جداشدنی است؛ در جملهٔ اصلی پیشوند جدا میشود. معمولاً مفعول داتیو و سپس آکوزاتیو میآیند.
درس کوتاه: entgegensetzen
در برابر گفته یا اقدامی، پاسخ یا اقدامی مخالف قرار دادن. این فعل جداشدنی است؛ در جملهٔ اصلی پیشوند جدا میشود. معمولاً مفعول داتیو و سپس آکوزاتیو میآیند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «entgegensetzen» مطابقت دارد؟
