با چیزی ناسازگار بودن یا بهصورت مانع و نیروی مخالف تحقق آن را دشوار کردن.
مثالهای طبیعی
Dem Ausbau stehen derzeit hohe Kosten entgegen.
هزینههای بالا فعلاً مانع گسترش هستند.
Dem Vorschlag stehen mehrere rechtliche Bedenken entgegen.
چند ملاحظهٔ حقوقی در برابر این پیشنهاد قرار دارند.
Seinem beruflichen Wechsel steht die Kündigungsfrist entgegen.
مهلت اخطار مانع تغییر شغل اوست.
نکتهٔ کاربردی
entgegenstehen مفعول Dativ میگیرد و در جملهٔ اصلی جزء جداشوندهٔ entgegen معمولاً در پایان میآید.
