اقدامی هدفمند انجام دادن تا روند، اثر یا خطری نامطلوب کاهش یابد یا جلوگیری شود.
مثالهای طبیعی
Frühe Aufklärung kann der Ausbreitung von Gerüchten entgegenwirken.
اطلاعرسانی زودهنگام میتواند با گسترش شایعات مقابله کند.
Die Maßnahme soll steigenden Wohnkosten entgegenwirken.
این اقدام برای مقابله با افزایش هزینهٔ مسکن است.
Regelmäßige Bewegung wirkt dem Muskelabbau entgegen.
ورزش منظم با تحلیل عضله مقابله میکند.
نکتهٔ کاربردی
entgegenwirken مفعول Dativ میگیرد و بر اقدام فعال مقابلهای تأکید دارد؛ فقط مخالفت لفظی نیست.
