معنی ۱neutral · 82%
بهواسطهٔ بخت یا شرایطی از خطر یا مجازاتی در امان ماندن.
مثالهای طبیعی
Der Wanderer entging dem Steinschlag nur knapp.
کوهنورد بهزحمت از ریزش سنگ جان سالم بهدر برد.
Sie entging einer hohen Geldstrafe.
او از جریمهٔ سنگینی در امان ماند.
Zum Glück entging das Dorf dem Hochwasser.
خوشبختانه روستا از سیل در امان ماند.
نکتهٔ کاربردی
خطر در داتیو میآید: einer Gefahr entgehen. فعل جداشدنی نیست و ماضی نقلی آن با sein ساخته میشود.
درس کوتاه: entgehen
بهواسطهٔ بخت یا شرایطی از خطر یا مجازاتی در امان ماندن. خطر در داتیو میآید: einer Gefahr entgehen. فعل جداشدنی نیست و ماضی نقلی آن با sein ساخته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «entgehen» مطابقت دارد؟
