خودداری آگاهانه از دادن رأی موافق یا مخالف در یک رأیگیری.
مثالهای طبیعی
Der Antrag wurde mit zwölf Stimmen und drei Enthaltungen angenommen.
پیشنهاد با دوازده رأی و سه رأی ممتنع تصویب شد.
Seine Enthaltung begründete er mit einem Interessenkonflikt.
او رأی ممتنع خود را با تعارض منافع توضیح داد.
Bei der Abstimmung waren zwei Enthaltungen zu verzeichnen.
در رأیگیری دو رأی ممتنع ثبت شد.
نکتهٔ کاربردی
در بافت سیاسی Enthaltung شمارشپذیر است: یک یا چند رأی ممتنع. نه موافقت است و نه مخالفت.
