با استدلال مخالف یا شواهد نشان دادن که یک استدلال، سوءظن یا اتهام قانعکننده یا قابلدفاع نیست.
مثالهای طبیعی
Die neuen Daten entkräften den wichtigsten Einwand gegen das Modell.
دادههای جدید مهمترین ایراد به مدل را رد میکنند.
Die Aufnahmen konnten den Verdacht weitgehend entkräften.
تصاویر توانستند تا حد زیادی سوءظن را برطرف کنند.
Die Verteidigung versuchte, den Vorwurf mit Zeugenaussagen zu entkräften.
دفاع کوشید اتهام را با شهادت شاهدان رد کند.
نکتهٔ کاربردی
entkräften فقط مخالفت لفظی نیست؛ معمولاً شواهد یا استدلالهای مخالف قدرت ادعای اولیه را کم میکنند.
