وسیلهٔ انفجاری را طوری ایمن کردن که دیگر نتواند منفجر شود.
مثالهای طبیعی
Spezialkräfte entschärften die Bombe noch am selben Abend.
نیروهای متخصص همان شب بمب را خنثی کردند.
Der Bahnhof blieb gesperrt, bis der Sprengkörper entschärft war.
ایستگاه تا زمان خنثیشدن وسیلهٔ انفجاری بسته ماند.
Nur ausgebildete Fachleute dürfen solche Munition entschärfen.
فقط متخصصان آموزشدیده اجازه دارند چنین مهماتی را خنثی کنند.
نکتهٔ کاربردی
در معنای واقعی، entschärfen اصطلاحی امنیتی برای بیخطرکردن مواد انفجاری است.
