مطابق با یک موقعیت، الزام، سطح یا معیار و در نتیجه مناسب یا متناسب
مثالهای طبیعی
Für Fortgeschrittene gibt es Übungen mit entsprechend höherem Schwierigkeitsgrad.
برای زبانآموزان پیشرفته تمرینهایی با سطح دشواری متناسباً بالاتر وجود دارد.
Bei einem Sicherheitsproblem sind entsprechende Maßnahmen sofort nötig.
در صورت مشکل ایمنی، اقدامات متناسب فوراً لازماند.
Der Preis ist hoch, aber die Qualität ist entsprechend gut.
قیمت بالاست، اما کیفیت هم به همان نسبت خوب است.
نکتهٔ کاربردی
entsprechend میتواند وصفی، مسندی یا قیدی باشد؛ در کاربرد قیدی اغلب معنی «به همان نسبت» یا «بر این اساس» میدهد.
