معنی ۱neutral · 90%
احساس یا تجربهٔ ناامیدی
مثالهای طبیعی
Die Niederlage war eine große Enttäuschung.
شکست ناامیدی بزرگی بود.
Das Produkt war eine Enttäuschung.
محصول ناامیدکننده بود.
Man sah ihre Enttäuschung deutlich.
ناامیدی او کاملاً دیده میشد.
نکتهٔ کاربردی
اسم هم احساس و هم تجربهٔ ناامیدکننده را نام میبرد.
ترکیبهای رایج
— ناامیدی بزرگ

