معنی ۱neutral · 90%
رسیده به مرحلهای نسبتاً پیشرفته، پخته یا پیچیده از رشد و توسعه
مثالهای طبیعی
Das Unternehmen nutzt ein hoch entwickeltes digitales System.
شرکت از یک سامانهٔ دیجیتال بسیار پیشرفته استفاده میکند.
Ihre schriftliche Ausdrucksfähigkeit ist bereits gut entwickelt.
توانایی بیان نوشتاری او همین حالا هم خوب رشد کرده است.
Die Region verfügt über eine gut entwickelte Verkehrsinfrastruktur.
این منطقه زیرساخت حملونقل توسعهیافتهای دارد.
نکتهٔ کاربردی
entwickelt اغلب با gut، hoch یا weit تقویت میشود و باید نسبت به حوزهٔ مشخص معنا شود.
