معنی ۱formal · 85%
مرحله یا مرتبهای مشخص که در فرایند رشد یا پیشرفت حاصل میشود.
مثالهای طبیعی
Die Ärztin erklärte, welche Fähigkeiten in dieser Entwicklungsstufe typisch sind.
پزشک توضیح داد کدام تواناییها در این مرحلهٔ رشد معمولاند.
Die Technologie befindet sich noch in einer frühen Entwicklungsstufe.
این فناوری هنوز در مرحلهٔ ابتدایی توسعه است.
Jede Entwicklungsstufe des Projekts wird getrennt bewertet.
هر مرحله از توسعهٔ پروژه جداگانه ارزیابی میشود.
نکتهٔ کاربردی
جمع «Entwicklungsstufen» است و جنس مؤنث از جزء پایانی «Stufe» میآید.
