معنی ۱neutral · 82%
دیگر چیزی را در اختیار کسی نگذاشتن یا حق استفاده از آن را از او گرفتن.
مثالهای طبیعی
Die Behörde entzog ihm die Fahrerlaubnis.
اداره گواهی رانندگی او را لغو کرد.
Der Verein entzog dem Trainer seine Unterstützung.
باشگاه حمایت خود را از مربی پس گرفت.
Niemand darf dem Kind den Zugang zum Unterricht entziehen.
هیچکس حق ندارد دسترسی کودک به کلاسها را بگیرد.
نکتهٔ کاربردی
شخص در داتیو و چیز پسگرفتهشده در آکوزاتیو میآید. این فعل قوی و جدانشدنی است.
درس کوتاه: entziehen
دیگر چیزی را در اختیار کسی نگذاشتن یا حق استفاده از آن را از او گرفتن. شخص در داتیو و چیز پسگرفتهشده در آکوزاتیو میآید. این فعل قوی و جدانشدنی است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «entziehen» مطابقت دارد؟
