وابسته به ژانر ادبی روایت منظوم یا دارای ویژگیهای آن.
مثالهای طبیعی
Das Werk verbindet lyrische Passagen mit epischen Elementen.
اثر بخشهای غنایی را با عناصر حماسی ترکیب میکند.
Die epische Erzählweise schafft große zeitliche Distanz.
شیوهٔ روایت حماسی فاصلهٔ زمانی زیادی ایجاد میکند.
Im Seminar werden epische, dramatische und lyrische Formen verglichen.
در سمینار شکلهای حماسی، نمایشی و غنایی مقایسه میشوند.
نکتهٔ کاربردی
در ادبیاتشناسی، episch اصطلاحی فنی است و لزوماً ارزشگذار نیست؛ در کنار lyrisch و dramatisch قرار میگیرد.
