معنی ۱neutral · 82%
آغاز رسمی یا جشنگونهٔ یک کسبوکار، نمایشگاه یا رویداد.
مثالهای طبیعی
Zur Eröffnung der Galerie kamen viele Nachbarn.
همسایههای زیادی به افتتاح گالری آمدند.
Die Eröffnung des neuen Cafés ist am Freitag.
افتتاح کافهٔ جدید جمعه است.
Bei der Eröffnung hielt die Bürgermeisterin eine Rede.
شهردار در مراسم افتتاح سخنرانی کرد.
نکتهٔ کاربردی
Eröffnung به عملِ افتتاح اشاره دارد و اغلب با von میآید: die Eröffnung von zwei neuen Filialen.
درس کوتاه: Eröffnung
آغاز رسمی یا جشنگونهٔ یک کسبوکار، نمایشگاه یا رویداد. Eröffnung به عملِ افتتاح اشاره دارد و اغلب با von میآید: die Eröffnung von zwei neuen Filialen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Eröffnung» مطابقت دارد؟
